
-هر دو تاشون فکر مي کنن جامعه درکشون نمي کنه.
2-به دو تاشون اگر رو بدي سوارت ميشن
3-هر دوشون مي تونن 200.000 تومان رو در 2 ساعت خرج کنند.
4-هردوتاشون با والدينشون دعوا و درگيري دارند.
5- مهمترين ويژگي هر دوتاشون تغیير شخصيتشونه.
6-دو تا شون در ظاهر دشمن خوني جنس مخالف هستند اما در باطن دلشون واسه جنس مخالف غش و ضعف ميره.
7-دو تاشون از دروغ متنفرن اما هيچ وقت حرف راست نمي زنند!
8-دو تا شون تا سن 20 سالگي 3 بار عاشق ميشن و در عشق شکست مي خورند! از 20 به بعد هم تو رويا سير ميکنن و تو 40 سالگی که از رويا بيرون مي آيند مي بينن اطرافشون 5-6 تا بچه و بدبختي و بي پولي و ... هستش واسه همين اين دفعه ميرن تو کما و سکته ميزنند!!!
9-وقتي با يه پسر يا دختر ايروني قرار ميزاري بايد 2 ساعت ديرتر به محل قرار بري تا علف زير پات جوانه نزنه!
-------------------------------------------------------------------------
چند تا از فرقهاي بين دخترا و پسرا
۱-دختر ها خیلی دوست دارند جای پسر ها باشند اما پسر ها اصلاً دوست ندارند جای دختر ها باشند
2- اگر یه دختر یک مشکل غیر قابل حل داشته باشه از خونه فرار میکنه اما یه پسر اگر یک مشکل غیر قابل حل داشته باشه اعضای خانواده اش رو از خونه فراری میده
3- یه دختر اگر دو تا مشکل غیر قابل حل داشته باشه خودکشی میکنه اما یه پسر اگر دو تا مشکل غیر قابل حل داشته باشه اعضای خانواده اش رو میکشه
4- یه پسر اگر 3 تا مشکل غیر قابل حل داشته یه هفته افسرده میشه بعد با 3 تا مشکل کنار میاد و زندگیش رو میکنه اما تا کنون دختری که 3 تا مشکل داشته باشه دیده نشده چون همشون در مرحله دو تا مشکل خودکشی میکنند و به سه تا نمیرسه مشکلاتشون
5- دخترا از پسرا موهاشون کوتاهتره
6- دخترا می خوان سر پسرا کلاس بزارن اما در نهایت سر خودشون کلاه میره ولی پسرا می خوان سر هر موجود زنده ای که میبینن کلاه بزارن و در نهایت موفق میشن
8- نقطه قوت پسرا چشماشونه اما نقطه قوت دخترا چشم و گوش ابرو و دماغ و دهن و .........هست
9- دخترا با اینکه بیشتر از پسرا قوانین راهنمایی و رانندگی رو رعایت میکنن اما خیلی بیشتر از پسرا تصادف میکنن و در هر تصادف رد پای یک دختر به چشم می خوره
10- دخترا فکر می کنن بهترین راه برای داشتن یک رابطه خوب و مداوم صداقت و راستگویی هستش ولی پسرا مطمئن هستند بهترین راه دروغگویی و گرفتن سوتی از طرف مقابله
11- دختر ها از درس و مدرسه بیزارند ولی پسر ها از درس و مدرسه فراری هستند
12- پسر ها به هم حسودی نمی کنن اما دخترا به هم حسودی می کنن
13- اگر برادرتون دوست دختر داشته باشه شما سعی می کنید با اون دختر آشنا بشید ولی اگر خواهرتون دوست پسر داشته باشه شما قسم می خورید! که هم پسره و هم خواهرتون رو سر به نیست کنید
14- دختر ها زیر بار حرف زور میرن اما پسر ها خودشون حرف زور میزنن
15- دخترا زندگی مشترک رو در عشق و صفا و صمیمیت می بینن ولی پسر ها در غذا
16- اگر یک دختر در یک جمع سوتی بده تا آخر دیگه هیچ حرفی نمیزنه اما پسر ها در یک چمع فقط سوتی میدن
17- یک دختر اگر 24 ساعت با دوست پسرش صحبت نکنه افسرده میشه اما یک پسر اگر 24 ساعت با دوست دخترش صحبت نکنه با اون یکی دوست دخترش صحبت میکنه
18- پسر ها میدونن جنبش فمنیسم چیه واسه همین ازش متنفرن ولی دختر ها نمیدونن جنبش فمنیسم چیه واسه همین طرفدارشن
19- یک دختر اگر با دوست پسرش به هم بزنه دیگه با هیچ پسری دوست نمیشه اما یه پسر اگر با دوست دخترش به هم بزنه با 3-4 تا دختر دیگه دوست میشه
20- یک دختر اگر توی خیابون پسری ازش بپرسه ساعت چنده میگه:ساعت 7.اما یه پسر اگر یه دختر ازش ساعت بپرسه میگه :ساعت 7 و 2 دقیقه و 24 ثانیه,اینم شماره تلفن من ..... سر ساعت 9 منتظر تماستم
21- اگر یه دختر به یه پسر نگاه کنه , پسره فکر می کنه که خیلی خوش تیپه ولی اگر یه پسر به یه دختر نگاه کنه دختره فکر میکنه که پسره چقدر بی چشم و رو هستش
22- دختر ترشیده میشه اما پسر بلعکس رسیده تر میشه , نه؟
23- بعد از خوندن این مطلب پسرا اول 2 دقیقه فکر میکنن تا مفهوم مطلب رو بفهمند و چون بعد از دو دقیقه نمی فهمند می زنن زیر خنده و میگن خیلی باحال بود اما دخترا بعد از خوندن این مطلب 2 ساعت حرص می خورن و فکر میکنن به شخصیت دخترای ایرونی توهین شده و در نهایت چون مفهوم این مطلب رو نفهمیدن واسه اين مطلب نظر ميزارن میزنن و فحش ميدن.

هی اون اقاقیه یادته که پرواز کردن یادش رفته بود ... حداقلش اینقده حالیش بود که وقتی بقیه پرواز میکردن دلش میگرفت ... هیچی اقاقیه مرد .
خودمو میگم ها...
----------------------------------------------------
جای پای مرا نیز ٬ برف پوشانده ست ...
قبلا هم گفته بودم ٬ اگه انگشت بذاری دقیق رو مرکز درد دیگه دردی رو حس نمیکنی ... ولی فقط تا وقتی که انگشتت رو بر نداشتی ...
----------------------------------------------------
زندگی، شبیه داستان که میشه ، دیگر نمیشه نویسنده ی اون رو بخشید ----مردن هرگز به تلخی فراموشی یک بودن نیست
.-------------------------------------------------
دلتنگی من تمام نمیشود
همين که فکر کنم
من و تو
دو نفريم
دلتنگتر میشوم برای تو
.-------------------------------------------------
آره هیچچیز ثابت نمیمونه
همه چیز حرکت میکنه ٬ همه چیز تغییر میکنه ٬ همه چی.
فقط این حرکت ٬ این تغییر ٬ همهش تو یه دایرهست ... همه چیز میچرخه ٬ با شعاعهای مختلف .. دور خودش.
---------------------------------------------------
ساکت میشم
هر روزم ساکت تر میشم
حرفام جمع میشه تو چشمام
وقتی که تنهام چشمام زیاد حرف میزنن
به سقف نگاه میکنم
از خودم میترسم
--------------------------------------------------------
دیدی این زندانیا که یکی میاد ملاقاتشون
بعدش باید از پشت شیشه با آیفون با هم حرف بزنن ؟
همدیگه رو از پشت شیشه نیگا میکنن ٬ از توی آیفن با هم حرف میزنن
همه چی از پشت شیشه
همه چی از پشت آیفون
بعدش دیدی
بعضیا شیشه رو هم ندارن
دیوار دارن
یا حتی دیوارم ندارن
فاصله دارن
دیدی؟
----------------------------------------------------------
من ؟
گناهکارم .
دارم تاوانش رو پس میدم.
تنهایی
.
میدونی ؟
تنهایی سخته ٬
تنها شدن سخت تر
---------------------------------------------------
دیدی میترسی؟
از آدمی که داری میشی اگه قراره نزدیکترینهای آدم اینقدر از آدم دور باشن
پس بهتره همون دور باشن
-------------------------------------------------------
دوستداشتن تو، اينجوری که من دوستت دارم، کار خيلی سختيه
------------------------------------------------------
کسی حرف منو انگار نمی فهمه
مرده زنده , خواب و بیدار نمی فهمه
کسی تنهاییمو از من نمی دزده
درده ما رو در و دیوار نمی فهمه
واسه ی تنهاییه خودم دلم می سوزه
قلب امروزیه من خالی تر از دیروزه
سقوط من در خودمه
سقوط من مثل منه
مرگ روزای بچگی
از روز به شب رسیدنه
دخترها:
بعضي از اونا واقاً مي خونند وقتي ميرن سر كتاب تا يكي دو ساعت ديگه كلشونو از كتاب بر نمي دارند . عادت دارند زير مطالب كتاب خط بكشند كه بعدا بخونند
بعضي هاشون هم كه مثلا درس مي خونند كتاب جلوشونه چشمشون هم روي كتابه ولي حواسشون يه جاي ديگست ...
يه عده اي هم هستند كه به بهونه اينكه مشكل دارن زنگ ميزنند خونه دوستشونو دوستشون هم از خدا خواسته حدود يك ساعت و اندي به طوري كه اشك و دود تلفن در مياد براي هم قصه بي بي چساره تعريف مي كنند.
و اما پسر ها:
يا درس نمي خونند يا وقتي مي خواند بخونند بايد حسش بياد. وقتي حسش مياد كه شب امتحانه ...
يه كم كه درس خوندند يه موردي پيش مياد و بهش خيره مي شوند
و به يه چيزي فكر مي كنند بعد انگار كه درس خوندند بلند ميشند ميرن استراحت مي كنند بعد از يك ساعت استراحت دوباره ميرند ميشينند فكر مي كنند . وقتي فكرشون تموم شد كتاب را ورق ميزنند يه كم براندازش ميكنند وزنش مي كنند استخاره مي كنند براي خودشون تقسيمش مي كنند ميگند تا ساعت فلان اينقدر مي خونم تا ساعت فلان اينقدر بعد ميرن استراحت كنند . حين استراحت حسشون تموم ميشه
حال ندارند برند بخونند ولي چون مي دونند فردا امتحان دارند پا ميشند ميرند سر كتابشون.
همينجور كه مي خونند هيچي حاليشون نيست چون جاي ديگه فكر مي كنند(لازم به ذكر است كه هيچ وقت در هيچ موقعيتي فكر نمي كنند فقط موقع درس خوندن فكرشون مياد) بعد از نيم ساعت دوباره ميرن استراحت، بعد سه ربع استراحت مي بينند خيلي دير شده .دوباره ميرنند درس بخونند اين بار مي خونند يه چيزايي هم ياد ميگيرند ولي چيزايي كه ياد نمي گيرند را ميذارند كه فردا از دوستاش بپرسند يه كم به معلمشون فحش ميدند مي گند اينارو درس نداده . خلاصه آخرش نميرسند كتاب را تموم كنند فردا ميرند ميبينند كه دوستاشون يه چيزايي مي گند كه تا حالا به گوششون نخورده بعد اعصابشون خرد ميشه اونايي هم كه خونده بودند يادشون ميره به همين سادگي![]()
وقتی این متن رو خوندم یاد درس خوندن خودم افتادم ( بانه )
یه روز بهم گفت :میخوام با هات دوست بشم . آخه من اینجا خیلی تنهام......
بهش لبخند زدم و گفتم : آره میدونم فکر خوبیه منم خیلی تنهام.....
یه روز دیگه بهم گفت: میخام تا ابد باهات بمونم آخه میدونی من اینجا خیلی تنهام..
بهش لبخند زدم و گفتم : آره میدونم فکر خوبیه منم خیلی تنهام.....
یه روز دیگه بهم گفت: میخوام برم یه جای دور جایی که هیچ مزاحمی نباشه
وقتی همه چیز حل شد تو هم بیا اونجا آخه میدونی من اونجا خیلی تنهام...
بهش لبخند زدم و گفتم : آره میدونم فکر خوبیه منم خیلی تنهام.....
یه روز تو نامه برام نوشت: من اینجا یه دوست پیدا کردم آخه میدونی من اینجا
خیلی تنهام...
براش یه لبخند کشیدم و زیرش نوشتم : آره میدونم فکر خوبیه منم خیلی تنهام.....
یه روز تو نامه برام نوشت: من قراره با این دوستم تا ابد زندگی کنم آخه میدونی
من اینجا خیلی تنهام...
براش یه لبخند کشیدم و زیرش نوشتم : آره میدونم فکر خوبیه منم خیلی تنهام.....
حال اون دیگه تنها نیست و از این بابت خوشحالم چیزی که بیشتر از این خوشحالم
میکنه اینه که هنوز نمیدونه که من هنوز تنهای تنها هستم....
نتونستم از این متن بگزرم منو به هم ریخت

دليل محكم براي اينكه به مرد بودن خود افتخار كنيد!
1- هميشه از نام خانوادگی شما استفاده می شود 2- مدت زمان مكالمهي تلفني شما حداكثر30 ثانيه است 3- براي يك مسافرت يك هفته اي تنها يك ساك كوچك دستي نياز داريد. 4- در تمام شيشه هاي مربا و ترشي را خودتان باز ميكنيد. 5- دوستان شما توجهي به كاهش يا افزايش وزن شما ندارند. 6- جنسيت شما در موقع مصاحبهي استخدام مطرح نيست. 7- لازم نيست كيفي پر از لوازم بي استفاده را همه جا به دنبالتان بكشيد. 8- ظرف مدت 10دقيقه ميتوانيد حمام كنيد و براي رفتن به مهماني آماده شويد. 9- همكارانتان نميتوانند اشك شما را در بياورند. 10- اگر در 34 سالگي هنوز مجرديد، احدي به شما ايراد نميگيرد. 11- رنگ اجزاء صورت شما در هر صورت طبيعي است. 12- با يك دسته گل ميتوانيد بسياري از مشكلات احتمالي را حل كنيد. 13- وقتي مهمان به خانهي شما ميآيد لازم نيست اتاق را مرتب كنيد. 14- بدون هديه ميتوانيد به ديدن تمام اقوام و دوستانتان برويد. 15- ميتوانيد آرزوي هر پست ومقامي را داشته باشيد. 16- حداقل بيست راه براي بازكردن در هر بطري نوشابهي داخلي يا خارجي بلد هستيد. 17- ضرورتي ندارد روز تولد دوستانتان را به خاطر داشته باشيد. 18- ... و بالاخره روزي يك پيرمرد موفق خواهيد شد.
28 دليل بسيار محكم براي اينكه به زن بودن خود افتخار كنيد:
1- نام هر گل و زيبايي در طبيعت است را روي شما ميگذارند. 2- هنگامي كه رنگ پريده يا بيمار هستيد با كمي وسايل آرايش ميتوانيد خود را زيباتر كنيد و هيچ كس هم از شما ايرادنميگيرد( كاري كه بسياري از آقايان مد روز يواشكي انجام ميدهند). 3- تمام شاعران ايران زمين در وصف گل روي شما هزاران شعر گفته و خط و خال و چشم و ابروي شما را ستوده اند. 4- مجبور نيستيد سر كار برويد و پول يك ماه كار و تلاشتان را برنج و گوشت و نخود و لوبيا بخريد. 5- به راحتي و با اعتماد به نفس هر وقت كه لازم بود گريه مي كنيد و غم و غصه هايتان را در دل جمع نمي كنيد تا سكته كنيد. 6- عمرتان بسيار طولاني است. 7- آنقدر حرف براي گفتن داريد كه هرگز كم نميآوريد. 8- هميشه يك عالمه دوست و رفيق ناب داريد و كمتر گرفتار رفيق ناباب مي شويد. 9- هرگز در حمام خود را گربه شور نمي كنيد. 10- بزرگ شده ايد و كمتر براي طرفداري از تيم قرمز و آبي يا اين حزب و آن حزب جلز و ولز كرده و كركري مي خوانيد. 11- ريش و سبيل نداريد كه موقع آب خوردن قبل از خودتان سبيلتان آب بنوشد. 12- عشق و هنر ابداع شماست. 13- هميشه جوان تر از سنتان هستيد و هيچ كس نمي داند شما چند ساله ايد. 14- از سن 9سالگي به بلوغ عقلي و جسمي ميرسيد و حالاحالاها بايدبدوند تا به پاي شما برسند!
15- بهشت زير پاي شماست. 16- اگر موهايتان مرتب نبود يا وقت براي مرتب كردنشان نداشتيد، با سركردن يك روسري قضيه حل است. 17- هميشه در كيفتان آينه داريد و موقعي كه در سلف سرويس دانشگاه قورمه سبزي ميخوريد يك دانه لوبيا لابه لاي سبيلتان جا خوش نمي كند. 18- هميشه تميز ونظيف و خوشبو هستيد. 19- به وزنتان اهميت مي دهيد و شكمتان جلوتر از خودتان وارد اتاق نمي شود. 20- هميشه مقداري پول براي روز مبادا داريد كه جز خودتان هيچ كس از جاي آن خبر ندارد. 21- مجبور نيستيد از اين خانه به آن خانه برويد و خواستگاري كنيد، مثل خانمها در خانه مينشينيد تا ديگران با كلي منت و خواهش و التماس و گل و هديه!!! از شما اجازه ي حضور بگيرند. 22- ميتوانيد موهايتان را بلند يا كوتاه كنيد و هر نوع لباسي كه دوست داشتيد بپوشيد از شلوار تا دامن... و هرنوع كفشي را بپسنديد به پا كنيد از اسپرت تا پاشنه سه سانتي و بالاتر. 23- مجبورنيستيدبارهاي سنگين را جابه جا كنيد يا تن به مشاغل سخت و پايين بدهيد چراكه شما يك خانم هستيد!. 24- حق تقدم با شماست. 25- مرد از دامن شما به معراج مي رود. 26- هرگز از فرط خشم نعره نمي كشيد و از فرط حسادت كبود نشده و خون راه نمي اندازيد. 27- نيم بيشتر صندلي هاي دانشگاه ها را شما تصاحب كرده ايد. 28-ضعيف كش نيستيد و دق و دلي رئيس اداره تان را در خانه خالي نمي و اگركنيد. ... خوب فكر كنيد مي بينيد كه صدها دليل محكم ديگر وجود دارد كه شما به زن بودن خود افتخار كنيد<
با ارش خلاف سنگینه

خصوصيات دانشجويان دختر:
ترم 1- اصولاً وقتي به آنها بگوييد با سه حرف پ- س – ر يک کلمه معني دار بسازيد مخ آنها ERROR ميدهد! چون فکر ميکنند تنها دانشجوي اين مملکت هستند عمراً کسي را تحويل نميگيرند. و تا وقتي که قبل از اسمشان کلمه مهندس و دکتر را به کار نبريد جوابتان را نمي دهند! {پيشنهاد ميکنم که در دختران ترم يکي (صفري) به دنبال GF نباشيد چون اولاً پا نمدهند و ثانياً اگر حتي يکي از اين دختران براي دوستي پا بدهد(يکي در هر 10 ميليون سال)همه به شما به چشم يک همجنس باز نگاه خواهند کرد !} فقط براي عمليات قضاي حاجت به WC مي روند.طولاني ترين مسيري را که طي ميکنند مسير دانشگاه تا خانه مي باشد.به پسران همکلاسي به چشم خواستگار نگاه مي کنند.تمام کتب ترم اول را مي خرند و با دقت جلد ميگيرند.سوژه خنده دانشجويان ترم بالايي هستند. وقتي به آنها سلام ميکنيد به چشم يک مزاحم خياباني به شما نگاه ميکنند!(بي جنبه ديگه!!!) در فاصله بين کلاسها نان و پنير دستپخت مادر را ميل ميکنند تا انرژي بگيرند!
ترم 2 – همچنان قادر به ساختن کلمات معني دار نميباشند! متوجه ميشوند به غير از آنها افراد ديگري نيز به اسم دانشجو تو اين مملکت هستند! به مقدار بسيار ناچيز از قطر ابروها کاسته ميشودولي سيبيل جزيي از اعضاي ثابت بدن مي باشد.سر کلاس متوجه موجوداتي عجيب و غريب ميشوند اما اسم آنها را نمي دانند.کماکان مسير دانشگاه تا خانه بدون هيچ کم و کاستي طي ميشود.نيمي از کتاب هاي ترم را ميخرند و نيمه ديگر را از کتابخانه ميگيرند.اگر به آنها سلام کنيد در جواب زمزمه نامفهومي ميشنويد با اين مضمون:سلام عليکم ورحمة الله و برکاته! دو- سه بار از جلوي ترياي دانشکده رد ميشوند اما جرأت داخل شدن را ندارند!(استغفرالله)
ترم 3 - به معناي واژه پسر پي مي برند و با ماهيت آن موجودات عجيب و غريب آشنا مي شوند.به اين نکته حياتي پي مي برند که تنها استفاده WC قضاي حاجت نيست!!!سوژه خنده پيدا مي کنند.همه کتابها را از کتابخانه مي گيرند و متوجه ميشوند که تا 4 جلسه ميتوانند سر کلاس غيبت کنند.مي فهمند که شهر خيلي بزرگ است و غير از خانه شان جاهاي ديگري هم دارد! تريا دانشکده تبديل به پاتوق آنها ميشود.در جواب سلام شما ميگويند سلام!
ترم 4 – با واژه BF آشنا ميشوند اما راه و رسم تور کردنش را بلد نيستند.ابروها نازک ميشودو سيبيل ناپديد!در ساعت هاي استراحت بين کلاسها و حتي وسط کلاس ها به WC ميروند!!!هميشه در دانشگاه از قسمتهاي "پر پسر" عبور ميکنند.شروع ميکنند به پرسيدن آدرس از پسراي خوش تيپ دانشگاه!(نکته:اگر ديديد که جلوي در آموزش يه دختر ازتون آدرس آموزش رو پرسيد پس: 1- دختره ترم 4 درس ميخونه.2-شما خوشتيپيد!.3 – يالا مخشو بزن ديگه چلمن!)
شروع ميکنن به نوشتن جزوه !هر 2-3 شب يکبار به خانه ميروند براي حاضري و به خاطر غر زدن هاي مامان بابا.(خوب پدر مادرن ديگه دلشون تنگ ميشه شما به بزرگي خودتون ببخشيد!) و تعويض لباس و بقيه روز ها خونه دوستشون درس ميخونن!(آره جون خودت .بيچاره پدر ,مادره خبر نداره خوابگاه دخترا بغل خوابگاه پسراست!!!!) در جواب سلام شما ميگويند:سلام.چطوري؟خوبي؟
ترم 5 –يکي از اين موجودات خوش خط و خال (BF ) را بدست مي آورند اما چون تازه کار هستند بامبول هاي زيادي سرشان پياده ميشود!اصلاً سر کلاسها نمي روند و از دانشگاه فقط با WC کار دارند!چون BF دارند ديگه احدي را تحويل نميگيرند و درست مثل ترم يک ميشوند( چون اين دفعه فکر ميکنن فقط خودشونن که BF دارند و آسمان باز شده اين پسره افتاده تو بغل اينا! =آخر بي جنبگي)کوتاهترين مسيري را که طي ميکنند مسير دانشگاه به کافي شاپ و سپس خانه ميباشد.از چهره مردانه گذشته تنها خاطره اي باقي مانده است!(اينجاست که ميگن مردونگي مرده!!!) به دليل افزايش آرايشات روي صورتشون اضافه وزن مي آورند و براي جبران آن از مقدار شلوار و مانتو شان کم ميکنند!يک ميز اختصاصي براي خودشان و BF شان در تريا دانشکده رزرو است!تابلو ميشوند.کارکنان حراست دانشگاه آنها را به اسم کوچک مي شناسند.سند کميته انضباطي را به نامشان ميکنند!
در جواب سلام شما (بعد از 10 دقيقه!) مي گويند:اوا سلام ببخشيد حواسم نبود(طرف داره عاشق ميشه و حواسش يه جاي ديگست....خاک بر سرت!)
ترم 6 – خيلي تابلو ميشوند!عاشق ميشوند! مورد سوءاستفاده قرار ميگيرند!مشروط ميشوند!!!
ترم 7 – به طرز وحشتناکي تابلو ميشوند! در عشق شکست ميخورند!مشروط ميشوند!
ترم 8– دوباره آدم ميشوند.ديگر تابلو نيستند چون جوانان مستعد ديگري جاي آنها را ميگيرند(من لذت مي برم ميبينم اين جوونا.......!)جاي جاي دانشگاه برايشان خاطره انگيز است.مثل بچه آدم اين ترم درس ميخوانند فارغ ميشوند.در به در دنبال شوهر ميگردند.به نگهبان جلوي در دانشگاه هم پا مي دهند.به اولين پيشنهاد جواب مثبت ميدهند و از چاله به چاه مي افتند!!!!
بعد از دانشگاه: ازدواج ميکنند و رخت بچه ميشورند
در گروه های دوستی دخترها هر روز می توانید شاهد این باشید که چطور همدیگرو مورد محبت قرار میدن.مثلا:
_ وقتی همدیگرو میبینن ابراز دلتنگی می کنن, با جملات ساده ای مثل : چقدر دلم برات تنگ شده بود
_ وقتی یکیشون مدل موش عوض میشه یا لباس جدید می خره بقیه حتی کوچک ترین جزئیاتی رو هم فکر میکنن قشنگه به زبون میارن ...مثلا : رنگش خیلی بهت میاد !!
و اما در گروههای دوستی پسرا ( چی بگم !؟! ) :
پسره در اوج محبته , احساس می کنه الان خیلی دلش برای دوستش تنگ شده, میره پیشش و مکالمات از این قراره :
_ به سلام خره...چطوری ( این جمله رو با نهایت عشق گفتا !!) و چون احساس نزدیکی میکنه, یه ضربه ی محکم هم به پشت کمر رفیقش میزنه که پسره پرت میشه تو جوب !!
_ دوست گرامی هم در جواب : بهههههههههه سلام رضا چی توز چطوری ؟ ؟
( از نوشتن بقیه ی جملات محبت آمیز معذورم چون دیگه میره اون کانال !!)
وقتی یکیشون مدل موش رو عوض میکنه یا یه تیپ دیگه ای میزنه عکس العمل دوستاش اینه:
خیلی توپه !! یه چیزی تو مایه های آفتابه و سیفون .....شدی !!!
وقتی یکی یه لباس نو می پوشه (حالا فرض کنید چیز خوبی هم خریده :فرض محال که محال نیست(؟) بقیه :
چند خریدی ؟؟ نمیرزه بابا !! یارو ....گیرت آورده, گرون خریدی بدبخت !!! رنگش مثل قورمه سبزیه

یه روز مردم شهر می بینن که مجنون داره تیشه به کمر کوه می زنه.
وخیلی عرق کرده و خسته است. ![]()
بهش می گن: چی شده؟ تو هم که داری تیشه به کوه می زنی؟![]()
مجنون با عصبانیت می گه: فرهاد بهم زنگ زد گفت امروز من بجاش بیام تیشه به کوه بزنم . خودش
رفته عسل رو ببره ارایشگاه!!!!.![]()
مردم: عسل دیگه کیه؟
مجنون: خواهر شیرین!!!!
. فرهاد می گفت حالا که شیرین نشد با
عسل ازدواج می کنم..![]()
ظاهرا شیرین دیگه بی خیاله فرهاد شده و جواب off هاشو نمی ده.
می گن شیرین از همکلاسیش
خوشش می اد.نمی دونم والا.![]()
مردم: خوب خودت چی؟ لیلی چیکار می کنه؟ مجنون: اون که اصلا در رو روم وا نمی کنه!!!!
دیروز
رفتم در خونش گفت: کیه. منم گفتم: منم گفت: برو هر موقع خودتو فراموش کردی بیا سراغ من.![]()
![]()
مردم: منظورش چی بوده؟ مجنون: باز خودشو لوس کرده
اگه اون روز نازشو نمی کشیدم اینجوری
نمی کرد. منظورش این بود که باس می گفتم : ما نه من!؟ الانم یوسفو فرستادم از دلش در بیاره!!!![]()
مردم: یوسف؟؟ مگه اون بدبخت خودش گیر زلیخا نیست؟؟؟![]()
مجنون: نه بابا!!!! کجای کارین؟؟ زلیخا که با رامین رو هم ریختن!!!!!!!!!!!!!![]()
مگه خبرشو
نشنیدین؟؟ کلی تو ده پیچید که رامین مخ زید یوسفو زده!!!!!!!!!!!!!!!
بیچاره یوسف دلم واسش کباب
شد. باورتون نمی شه اگه من جلوی یوسفو نمی گرفتم می رفت رو صورت رامین اسید می پاشید. ![]()
زلیخا که الان یک ماه حامله هم هست !!!!!! ![]()
مردم : خدا مرگم.... مگه چند وقته ازدواج کردن؟؟؟
مجنون: الان یه یک ماهی میشه!!!!!!
مردم: خوب داره جالب می شه. الان یوسف چیکار می کنه؟
مجنون: بیچاره سرش بی کلاه مونده.
داره تو سایت orkut دنبال دوس دختر می گرده. البته از زیر
زبونش کشیدم می گفت: بد جوری خاطر خواه تهمینه شدم ![]()

یکی بود یکی نبود اون که بود تو بودی ... اون که تو قلب تو نبود من بودم یکی داشت یکی نداشت اون که داشت تو بودی ... اون که جز تو کسی رو نداشت من بودم یکی خواست یکی نخواست اون که خواست تو بودی ... اون که نخواست از تو جدا بشه من بودم یکی گفت یکی نگفت اون که گفت تو بودی ... اون که دوستت دارم رو جز تو به هیچ کسی نگفت من بودم یکی رفت یکی نرفت اون که رفت تو بودی ... اون که بعد از تو دنبال هیچ کسی نرفت من بودم و حالا... یکی میمونه ... یکی میمیره اون که تو قلب من تا ابد میمونه تویی اونی که تو قلب تو میمیره منم
میخوام از این به بعد از مطالب شما هم استفاده کنم منو تنها نزارین![]()

سلااااااااااااااااااااام
خوبی؟ خوشییییید؟ خوشگلیید؟ ![]()
امروز می خوام باهاتون جدی صحبت کنم
صد البته که اینو از سلام کردنم متوجه شدین ![]()
امروز میخوام در مورد کسادی بازار دل صحبت کنم
داستان از اینجا شروع شد که: ![]()
وقتی تو دلم نخواستی، آنقدر غصه ام گرفت که تصمیم گرفتم که نه به کسی بدمش نه پیش خودم نگهش دارم
بعد رفتم گذاشتمش توی کابینت آشپز خونمون همونجایی که وسایل کهنه و به درد نخور مونو گذاشتیم....
چند روزی رو بدون دل سر کردم و دم هم برنیاوردم چند روز گذشت.
صدای نمکی محله مان می آید انگار... ![]()
آی... نمکیه.... نون خشکیه.... دمپایی پاره... لوازم کهنه می خریم... آی...
با عجله رفتم و دلم را از کابینت بیرون آوردم و داخل کیسه گذاشتمش و پریدم تو کوچه دوان دوان رفتم به سمت نمکی...
نمکی واستا ![]()
یه چیزی برای فروش دارم ![]()
چیه ... دمپاییه؟..." ![]()
نه! یه چیز دیگ ست. ببین به دردت می خوره؟!"
نمکی با بد بینی دلم را در دستش سبک و سنگین کرد و بعد با بی میلی گفت:" این جور چیزا زیاد به درد ما نمی خوره. حیف پولمون رو الکی برای این چیزا بدیم. حتی نون خشک هم نیست که بریزیم جلوی گاو و گوسفندا تا شیکمشون سیر بشه..." ![]()
از ترس اینکه دلم دوباره رو دستم نمونه فوری بهش گفتم " حالا شما بخریدش، سر قیمتش با هم کنار میایم"
نمکی بی رغبت طوری نگام کرد که انگار می خوام سرشو گلاه بذارم . بعد گفت:" باشه... ولی واقعاً چندان سودی برای کاسبی ما نداره..."
با خوشحالی گفتم:" ا... خب... حالا چند می خریش؟"
نمکی دوباره دلمو تو دستش گرفت و پشت و رویش کرد و گفت: " جنسش درجه یک نیست... معمولی معمولیه... تازه کلی هم ترک و شکستگی داره... انگار زیاد مواظبش نبودی... اما خب، سر راست 500 تومن اونم چون شمایین"
اصلاً نمی خواستم دلم دوباره رو دستم بمونه به خاطر همین سریع قبول کردم و اسکناس کهنه و پاره رو از دست نمکی گرفتم و دلم رو انداختم تو همون کیسه مشکی و دادم به نمکی.
وقتی اومدم خونه فکر کردم که با این پول چیکار کنم
اول به نظر رسید که برم سینما و روی همون صندلی همیشگی بشینم و خاطراتمونو زنده کنم... ولی مگه قرار نبود که من از دست تو و دلم راحت بشم؟!.....
شاید بد نباشه باهاش برم به همان پارک قدیمی خودمون و از اون بستنی های همیشگی بخورم؟....
اه... چرا ولم نمی کنی؟ چرا حالا که دلمو فروختم دست از سرم برنمیداری؟!... ![]()
اصلاً بهتره هيچ کاری نکنم و اسکناسو بذارمش برای روز مبادا، شاید یه روز بتونم دل دیگه ای رو به همین ارزونی بخرم... حتی اگه از دل خودمم شکسته تر و داغون تر باشه... ![]()
و اما شیخ پشم الدین کشکولی
:
دل می رود ز دستم من اسکول یه دستم
دل می خرم فله ای می فروشمش بدو بدو حراجش کرددددددم .... آی خونه دار آی بچهدار زنبیل و بردار بیار
هم اکنون نیازمند ابراز وجودتان هستیم
تازگيا خيلی باهات حال ميکنم .... راستياتش يه جورايی ميخوامت ...

خداييش از همشون با مرام تری ...
حداقلش اينه که جواب سلاممونو ميدی ... کلاس نميزاری واسمون !
امشبم مثل هر شب تو فقط آنلاينی ...
کره خر تو مگه کار و زندگی نداری که همش آنلاينی ؟
ميدونی چيه من تو کف اون سرعت تايپتم ... ايول داری به مولا ...
ولی يوخده بی احساسی ... ! ديشب کلی برات قلب فرستادم ... ولی جواب ندادی ...
افغانی که لقت نميکنيم !
امشب ميخوام مختو بزنم .... ميخوام مادر بچه هام شی !
اگه زيد داری بگو ... با من روراس باش آبجی ... نرفست مارو دوونبال نخود سيا ...
بد جوری مارو گذاشتی تو خماری ... ولی ميدونم که دلت با منه ...
اگه دلت با من نبود که هرشب بهم نميگفتی :
Hi , I am an automated robot and I'm here to help you get familar with Yahoo! Messenger. Type some text in the window below and click 'SEND' to talk to me
بد اوضاييه داداش ! بد اوضاييه آبجي !
يارو سن باباي من از ...... پا شده اومده دم مدرسه دخترونه
واستاده ! تيريپ جواتي ... پشت مو ... تي شرت تايتانيک ...
کاپشن چرم ... شلوار سندبادي ... يه سندل تيمبلا پاش ...
يه بسته اسکناس ۵۰ تومني تو جيبش ... يه موبيل ۳۳۱۰ جواتي
هم چسبونده بيخ معاملش ...
يه پيکان مدل ۵۶ قهوه اي ! اسپورت خفن !
پشتشم نوشته : I LOVE YOU
پاشو زده بود به تيفال و يه دستش زنجير و با اون يکي دستشم
داشت با دم و دستگاش ور ميرفت ! آوازم ميخوند !
بچه هاي .......خدا پشت و پناتون !
قربون اون مرامتون ! عشق و صفاتون ...
هر دختري هم رد ميشد يه تيکه جواتي بارش ميکرد !
برسونيمن آبجي ! ناز شي نازيلا !
آبجي مياي بريم کثافت کاري و از اين صوبتا !
حالا هي بياين به اين جوووناي بدبخت گير بديد !
بابا اين انگلارو جمع کنين به جا اين کارا ... ![]()

ای که دوست دارم خودمو![]()
*********
بعضی از دختران باشگاه بانوان شهر خودم نميتوانند :
- با داشتن رانهايي بد تركيب دامن كوتاه نپوشند و قر ندهند !
- با ديدن يك پسر خوشتيپ ! ميگرن درد نگيرند و غش نكنند !
- قبل از بيرون رفتن از خانه ۳ كيلو پودر به سر و صورت و ته و ما تحت خود نزنند !
- كفش پاشنه ۶۰ سانتي نپوشند و احساس مانكني نكنند !
- با داشتن پاهايي پشمالو جوراب شيشه اي نپوشند و شيلنگ تخته نيندازند !
- روزي ۱۴ ساعت با تلفن حرف نزنند !
- زير مانتوي كوتاه دامن بلند خال خالي نپوشند !
- روزي ۳۰ ۴۰ هزار تومن ... شعر جات نخرند !
- ۲ ساعت به ۲ ساعت لباس عوض نكنند و رنگ و وارنگ نپوشند !
- با داشتن هيكلي جنيفري ! بندري نرقصند و سينه نلرزانند !
- از دوست پسراهايشان براي هم نگويند و لايه اوزون را جر ندهند !
- با داشتن چشماني بابا قوري خط چشم نكشند و چشمك نزنند !
- عشوه شتري نيايند و ناز نكنند !
- از ۳۰ تا پسر شماره نگيرند و به هر ۳۰ تا زنگ نزنند !
و مهمتر از همه :
ـ پس از خواندن اين مطلب در نظر خواهي به من فوش ندهند و بد و بيراه نگويند
باباته
بعد از نگاه اول : پسره :ببخشيد خانوم محترم مي تونم يه لحظه وقتتونو بگيرم ؟ دختره که داره از خوشحالي مي ترکه با حالتي که مثلا تازه پسررو ديده با لحن عشوه دار : بله ؟ با من کاري داشتين ؟
خلاصه مخه جفتشون پياده مي شه
پسره : اين شماره ي منه اگه دوست داشتين مي تونيد با من تماس بگيرين .
دختره که رنگ لبو شده ولي نمي خواد به روش بياره يه خورده من من مي کنه : خيلي ممنون ...........
تلفن اول :پسره : ............... تو همون نگاه اول فهميدم که تو نيمه ي گمشده ي مني .......................![]()
دختره : هيچي نمي گه فقط خر کيف ميشه![]()
يه ماه بعد : پسره : عزيزم دنيا بدون تو مثله جهنمه . تو يه فرشته اي که ..................![]()
دختره که داره راه مي افته چند تا شعر میگه ( رنگش هنوز مثله لبوئه )![]()
سه ماه بعد : پسره : بي تو مهتاب شبي باز از آن کوچه گذشتم ........![]()
![]()
دختره که از شدت کیف به خریت رسیده (یعنی خر کیف شده) : باز باران با ترانه با گهرهای فراوان.........![]()
![]()
و حالا شروع زندگی مشترک
۱ هفته بعد از عروسی : پسره : عزیزم میشه لطف کنی برام یه چای بیاری ؟![]()
دختره : حتما گلم![]()
۱ماه بعد : پسره : عزیزم یه چای برام میاری ؟![]()
دختره : باشه گلم الان میارم![]()
۳ ماه بعد : پسره : عزیزم یه چای برام بیار.![]()
دختره : یه خرده وایسا کار دارم![]()
۱ سال بعد : پسره : خانوم !!! پس این چای چی شد ؟؟![]()
دختره : خب دیگه الان میارم. اه
۲ سال بعد : پسره : مردی ؟؟؟ رفتی چای بسازی یا بیاری ؟![]()
دختره : زهر مار. یه خرده وایسا دیگه !!!![]()
۳ سال بعد : پسره : به سگ همسایه گفته بودم الان چای آورده بود !!!! یالا دیگه.![]()
دختره که ظاهرا کم آورده : مگه خودت چلاقی مرتیکه پاشو خودت چای بریز![]()
و بلاخره ۵ سال بعد : پسره : از اولش می دونستم تو یه آدم بی مصرفی . منو بگو که عجب حماقتی کردم اومدم تو رو گرفتم . برو گمشو دیگه. اصلا نمی خوامت.
دختره الکی شلوغش می کنه و چندتا داد می زنه ولی دوباره پشیمون میشه و میاد منت کشی
ولی پسره تصمیمش قطعیه (دختره بازم سرخه مثل لبو)![]()
.
.
.
...............و بله دوستانه عزیز اینه عاقبت عشق های امروزی ![]()
![]()
نتیجه اخلاقی این داستان : اگه دختره چای تبرک درست می کرد اصلا این اتفاقات پیش نمی یومد![]()
برداشت نویسنده : همش تقصیره دخترس . طفلک پسره![]()
نظر پسرا : کاملا درسته . آفرین نویسنده. ایشالا یه زنه خوب گیرت بیاد![]()
نظر دخترا : نظر خاصی ندارن (طبق معمول مثل لبو سرخن)![]()
نظر زوج های جوان : نه بابا . ما که اینجوری نیستیم. ما خیلی همدیگرو دوست داریم . هیچ وقتم دعوا نمی کنیم![]()
![]()
![]()
پیام اخلاقی : عشق یه چیزی مثه کشک و دوغه ![]()
![]()
پیام بازرگانی : چای تبرک بخر که با زنت دعوا نکنی![]()
پیام همیشگی : به دل نگیر اسهال می گیری (این یکی جدیده. هنوز داغه)![]()
پیام درخواستی : نظر بدید تا کامروا شوید![]()

پسرا ژل می زنن به اون موهاشون.......عینک می زنن به اون چشاشون اِوا خاک بر سراشون...
ریمل می زنن به اون چشاشون ... ماتیک می مالن به اون لباشون اِوا خاک بر سراشون ...
کروات می زنن اون خوشکلاشون... واسه دوست دختراشون اِوا خاک بر سراشون ...
کلاسور می زارن زیر بغلاشون ...یک کت می پوشن قد باباشون...
یه جفت کفش می پوشن هرت براشون ... یکم ریش می زارن نوک چونه هاشون ...
پرفوسور می شن جون ننه هاشون ... اِوا خاک بر سراشون...
آدم می میره براشون...اِوا خاک بر سراشون

اولين رسمی که در قليان کشيدن بايد رعايت بشه اينه که قليونو بايد گروهی کشيد و بعضی تنهايی کشيدن اونو خوب نمی دونن ...(اينم بعد اجتماعی بودن قليان!!)
دوم اينکه بايد اول بزرگترين فرد جمع شروع به کشيدن قليون کنه يا به عبارتی راهش بندازه و اگه بزرگتر خواست می تونه اين کارو به فرد ديگه ای منتقل کنه...
سوم اينکه قليان بايد دور بچرخه و نوبت رعايت بشه و هر کس نيابد از اول و وسط و آخر حلقه يکدفعه قاليونو بگيره...
چهارم طرفی که شلنگ قليونو از نفر قبلی می گيره بايد به يک نوعی از طرف مقابلش تشکر کنه.عموما اين تشکر زبانی نيست و با حرکت دست يا اينکه دست خودشو قبل از گرفتن شلنگ به دست طرف مقابلش بزنه انجام می شه ...
پنجم ٬ هر کس با توجه به تعداد نفراتی که قليون ميکشن بايد مقدار پک زدنشو تنظيم کنه و طوری نباشه که به قولی بقيه معطل بمونن...
ششم٬ همه افرادی که دور قليون نشستن بايد قليون بکشن ٬حتی به مقدار يک پک و اگر يک نفر اظهار کنه قليون نمی کشه به بقيه بی حرمتی کرده ...
هفتم٬ هيچ کس نبايد خود سر ٬دست به ذغال قليان و شلنگ آن و ساير قسمت های آن بزند و هر تغييری در آن بايد با رضايت اکثريت جمع باشد(آخر دموکراسی)...
هشتم ٬ با آتش ذغال روی قليان نبايد هيچ چيزی روشن کرد مخصوصا سيگار. روشن کردن سيگار به معنای توهين ناموسی به افرادی است که قليان می کشند و در بعضی از فرهنگ ها کسی که اين کار را می کند خونش پای خودش است.
نهم٬بر روی ذغال قليان نبايد جسم ديگری قرار داد يا روی آن آب ريخت.با اين کار ديگران می توانند از کشيدن قليان صرف نظر کنند.
ده٬قليان را بايد تا انتهای آن يعنی زمانی که تمام توتون آن سوخت کشيد.
يازده٬زمانی که احساس شد ذغال قليان جواب نمی دهد با توافق جمع بايد اقدام به عوض کردن ذغال آن کرد.
این برا دوستان ۰/۱ کردستان بانه
ضدحال يعنی وقتی منتظر فيلم مورد علاقت هستی برق بره!
ضدحال يعنی بعد از کلی مصيبت که بابات برات موبايل ثبت نام کرده همه سيمکارتا بياد جز مال تو!
ضدحال يعنی روز تولدت bf-ات جلوی دوستات فقط يه شاخه گل بهت بده و تو هم جلو همه سوسک بشی!
ضدحال يعنی gf-تو بيرون با يه پسر ديگه ببينن!
ضدحال يعنی يه جلسه سر کلاس نری فقط همون يه جلسه استاد حضور غياب کنه!
ضدحال يعنی با شکم گرسنه بری تو صف ژتون تموم کرده باشن!
ضدحال يعنی يه هفته قبل از اينکه جشن تولد بگيری خاله مامانت فوت کنه!
ضدحال يعنی قبض تلفن بياد ....... تومن!ضدحال يعنی بعد از کلی مخ زدن تو اينترنت همينکه بيای به نتيجه برسی اشتراکت تموم بشه !
ضدحال يعنی با.۹.۷۵ افتادن!
ضد حال يعنی يه مانتو خوشگل بخری همون روز اول گير کنه به صندلی پاره بشه!
ضدحال يعنی صبح ساعت ۷ بری سر کلاس استاد نياد!
ضدحال يعنی شرطی بيدل بزنی امتيازت بشه ۲۵!
ضدحال يعنی بعد اينکه کلی افه زبان اوومدی نمره زبانت بشه۱۰
ضدحال يعنی داداش کوچیکت ۲شاخه مودمو اشتباهن بزنه تو پريز برق!
ضد حال يعنی بری عروسی خانمها و اقايون جدا باشن!
ضدحال يعنی تو اتاقت فيلم نگاه ميکنی همينکه ميرسه جای.........مامان بياد تو!
ضدحال يعنی history پاک نکنی همه ايميلاتو داداشه فضولت بخونه!
ضدحال يعنی نفر ۱۱کنکور شدن!
میل او شمع به تعداد سالهای تولدش یا حتی چندتا بیشتر تهیه کنید
قبل از رفتن به ماموریت سیمهای تلفن را دستکاری کنید تا ارتباط تلفن قطع شود تا علاوه بر
آزار، چند صد هزار تومونی صرفه جويي اقتصادی به دنبال داشته باشد
عکسهای قبل از ازدواج خودتان را با حسرت نگاه کرده و با صدای بلند بگویید چه اشتباهی کردم
، چی بودم و چی شدم
در هنگام سرو شام در حالی که زیر لب با خود زمزمه میکنید، گاهی هم از رستوران نزدیک
منزل تعریف و تمجید کرده و با حسرت به غذای همسرتان خیره شوید
در مناسبتهای مختلف که لباس هدیه میدهید سعی کنید رنگی را انتخاب کنید که همسرتان از آن
رنگ متنفر است و در زمان اهدا بگویید دیوانه هم این رنگ را میپسندد
هشدار: تمام توصیه های بالا خطرناک است حتما" قبل از انجام از میزان ظرفیت همسرتان مطلع
شوید در غیر اینصورت امکان شکستگی سر و دست یا محرومیت از امکانات رفاهی وجود دارد
كدام پرواز، كدام كبوتر، كدام آسمان من كبوتري را در آسمان نديدم من هر چه ديده ام، رويايي
از پرواز بود كدام هم آواز، كدام هم پرواز،


